|
صبح روز دوشنبه 16/7/2007 (25 تیر 1386) چهارمین جلسهی رسيدگی به اتهامات
"برهان لهونی" صاحب امتیاز و مديرمسوول و "بهرام ولدبیگی" سردبير روزنامهی
ئاشتی با حضور شورای نویسندگان روزنامهی ئاشتی و جمعی از روشنفکران و
روزنامهنگاران کرد در شعبه یکم دادگاه كيفری استان كردستان در شهر سنندج
برگزار شد. در این جلسه "بهرام ولدبیگی" سردبير روزنامهی ئاشتی لایحه
دفاعیه خود را به رييس دادگاه و اعضای هیات منصفه مطبوعات استان كردستان
ارائه نمود. متن كامل لایحه دفاعیه "بهرام ولدبیگی" سردبير روزنامهی ئاشتی
كه نسخهای از آن به خبرگزاری پيامنير ارسال شده است بة اين شرح می باشد:
دریغ افتاب ایران از
كردستان
متن دفاعیه بهرام ولدبیگی سردبیر روزنامه آشتی در شعبه یكم دادگاه كیفری
سنندج
به ناوی خوای بهخشنده و میهرهبان ریاست محترم دادگاه، اعضاء محترم هیات
منصفه مطبوعات
با سپاس از شما و سایر حضار محترم،
اینجانب بهرام ولدبیگی سردبیر روزنامه آشتی در پاسخ به اتهامات وارده نكات
ذیل را عرض میكنم. پیرامون اتهامات وارده به تفكیك هر یك از شكایات، جناب
آقای دكتر صالح نیكبخت، وكیل محترم اینجانب، دفاع خواهند نمود. اما از
آنجا كه این دادگاه بیشتر به دادگاهی سیاسی شبیه است تا دادگاهی مطبوعاتی و
اینجانب شاید جزو نادر سردبیرانی باشم كه در چنین دادگاهی و با چنین
اتهاماتی محاكمه میشوم، لازم دانستم بصورت كلی و خلاصه نكاتی را عرض كنم.
از ریاست محترم دادگاه میخواهم اجازه دهند ما روزنامهنگاران بر عكس شما
حقوقدانان كه از طریق قانون وارد سیاست شدهاند، در دادگاه نیز روزنامهنگار
باشیم و پیشاپیش از صبر و حوصله شما تشكر میكنم. در اسفند 1357 در
دانشسرای مقدماتی سنندج كه در 200 متری این ساختمان و مكان این جلسه قرار
دارد، با جمعی از جوانان آن روزگار، خوشحال از پیروزی انقلاب، اولین كار
مطبوعاتی خود را به دو زبان كردی و فارسی منتشر كردیم و بنده با همان
آرزوهای ماندگار، در سال 1373 بعنوان مشاور فرهنگی استانداری كردستان آمدم
تا عملاً در پی تحقق آن آرزوها باشم و امروز هم برای همان آرزوها است كه
بعنوان متهم محاكمه میشوم. تشكر میكنم از شاكیان محترم كه با كمترین
شناخت از مسائل كردستان به نقد محتوایی روزنامهی آشتی پرداختهاند و با
نگرشهای امنیتی و پنبهكردن تمامی بافتههای ما و توقیف روزنامه آشتی، و
عدم تحمل یك روزنامه كردی در تهران و در میان بیش از 1500 روزنامه و نشریه
منتشره در كشور، این همه ناشكیبایی و گمانهزنیهای موهوم را به صورت اتهام
و شكایت نثارمان كردهاند و گناه بخشی از ناكامیهایشان را به گردن ما
آویختهاند. ابتدا میخواهم صادقانه و شجاعانه عرض كنم من هم انسان بیگناهی
نیستم. تنها املاء نانوشته غلط ندارد. من گناهان همة شاكیانم و همهی كسانی
را كه آن همه تهمت ناروا به من زدهاند میبخشم و گناهان خود را به گردن
دیگران نمیاندازم، چون معتقدم ما در چارچوب قانون اساسی و قانون مطبوعات
حركت كردهایم و نیز به خوبی میدانم مشكل سیستم قضائی نیست كه مرا محاكمه
میكند، بلكه مشكل كسانی هستند كه نمیخواهند متوجه مسائل كرد و كردستان
شوند.
و اینك طرح بعضی از موارد اتهامی به
اینجانب از جانب اداره كل اطلاعات و بسیج سپاه پاسداران كردستان
1- وابستگی روزنامه، همفكری با
اندیشهی بارزانی، تیراژ و هزینههای مالی
با افتخار اعلام میكنم كه برای
اولین بار روزنامهای فراجناحی و فراحزبی و مردمی با تحریریهای بدون چشم
داشت مادی توانست تعریف روزنامهی محلی را در سطحی ملی تغییر دهد. تیراژ
آشتی برعكس تصور نویسندگان گزارش 4000 نسخه نبوده است. ما از 10000 شروع
كردیم و تا تیراژ 35000 و بالاتر هم رسیدیم. همین تیراژ بالا باعث شد تا
روزنامه از نظر مالی مستقل شود. عدم اطلاع نویسندگان گزارش از تیراژ
روزنامه آنها را به نوعی گمانهزنی و به سمت تعریف و تصور منابع خارجی،
یعنی به سوی گفتاری كه در تمامی سطوح فرهنگی و سیاسی كشور به گونهای هدفدار
و هدایت شده ترویج میشود، سوق داده است. در خصوص گرایش روزنامه به اندیشهی
بارزانی: دخالت سیاست و نهادهای امنیتی در سطح فرهنگ هیچگاه نتایج خوبی
نداشته، و تجربهی تقابل فرهنگ و سیاست نیز حكایتی است به قدمت حضور فرهنگ
در حوزهی اجتماع، ماحصل این حضور نامیمون سیاست و نگرش امنیتی در حوزه
فرهنگ نیز جز دامن زدن به فضای مبهم و افزایش التهاب فضای سیاسی نبوده است.
و ادامهی این نگرش در كردستان نیز روزنامهها و گروهها را به سوی رقابت
ناسالم و تسلیم شدن ناخودآگاه به سیاست انگ و بر چسب زنی واداشت.
اتهام ارتباط اینجانب به اندیشه و
تفكر بارزانی افتخاری است تاریخی، برای تاریخ بگویم 29 سال پیش در 10 اسفند
1357 در همین سنندج و در حالی كه كسان دیگری مخالف دوستی ما با بارزانی و
رفتن بنده و جمعی از دوستان به اشنویه برای تشییع جنازه رهبر جاودان
كردستان بودند. باز از مهر آنها نكاستیم. من مانند هر روزنامهنگار دیگری
با اكثر شخصیتهای آرمانی جهان معاصر چون گاندی، ماندلا، چگوارا، حسن البناء
و ملامصطفی بارزانی آشنا هستم، اما اشتراكات تاریخی، فرهنگی، زبانی و عاطفی
بنده بعنوان یك انسان كرد با ملامصطفی بارزانی و یادگاران او امری اجتناب
ناپذیر است و اگر غیر از این باشد بیگمان شاید به ناتوانی در فهم فرهنگی و
سیاسی مبتلا باشم. كما اینكه علاقمندی و قدرشناسی عاطفی آرمانی از شخصیتهای
نیكو سیرت تاریخی نباید به معنای گرایش حزبی و سیاسی تفسیر، بلكه به معنای
ادای احترام به سجایای اخلاقی، آرمانی و تاریخی آنها تعبیر شود. در ضمن
بخشی از زندگی فرهنگی و سیاسی من به دلایل شرایط ویژه زمانی و مكانی پیوندی
تاریخی با كردستان عراق داشته است. به همین دلیل در تعقیب رویاهای روزنامهنگاریام،
از معدود عكاس و خبرنگارانی بودم كه نوروز 1366ام را با استشمام گازهای
شیمیایی در حلبچه برگزار كردم تا خزان حلبچه را بنویسم و در بهار 1370 نیز
ماهها در كنار آوارهگانشان كه به ایران پناه آورده بودند به تهیه خبر و
عكس پرداختم تا كارناوال سرفرازی را برایشان به ارمغان آورم.
2- پوشش قراردادن اخبار و تحولات كردستان عراق (از 37 شماره در 31 شمارهی
آن با انتشار 24 تیتر در مورد كردستان عراق)
این اتهام نیز حاصل دو ویژگی است:
یكی فضای مبهم سیاسی، و دیگری نوعی برخورد ناشفاف به مسئله كردستان عراق.
نویسندگان گزارش علیرغم نادیده گرفتن وظیفهی مطبوعات برای كشف حوزه خبری
جدید، پوشش وسیع نسبت به مخاطب و زمینهی تاریخی ـ سیاسی انتشار مطالب، دست
به تحلیل زدهاند. اولاً عرض كنم در سال 1373 بنده بعنوان مشاور فرهنگی
استانداری كردستان روابط فرهنگی با كردستان عراق را طراحی نموده و با
هماهنگی مسئولان وقت نیز، سفر اولین هیات به كردستان عراق را مدیریت نمودم.
از آن روز تاكنون این روند روابط ادامه داشته و دارد. ثانیاً در خلال
سالهای 1382 و 1383 و همزمان با انتشار روزنامه آشتی، عراق و كردستان عراق
مركز مهم تحولاتی جهانی بوده و در صدر اخبار رسانههای جهان و ایران بوده
است. روزنامه آشتی نیز در تداوم رسالت تاریخی و مطبوعاتیاش در پوشش اخبار
این روزها نقشی فعال داشته و شاید با رویكردی متفاوت از دیگر رسانهها به
مسائل كردستان و عراق پرداخته است. كما اینكه آشتی سعی كرده در این پوشش
نیز اعتدال را رعایت و چتر پوشش خود را نه به یك حزب، گروه یا جناح خاص
محدود كند، بلكه به استناد شمارههای منتشره با افتخار میگویم كه ما در
كشف و معرفی این حوزه نقشی فعال و برجسته داشتهایم و با پوشش اخبار
جناحهای متفاوت از شیعیان گرفته تا مصاحبه با فعالان سیاسی، سعی در معرفی
صفبندیهای متفاوت به خوانندگان داشتهایم.
در 39 شمارهی آشتی، با در نظر گرفتن
تاریخ و سالیان مبارزهی مشترك احزاب كردستانی و ایران علیه حكومت بعثی
عراق، ریشههای تاریخی و فرهنگ مشترك كردها و ایرانیها و همچنین رویكرد
دوستانهی رهبران كرد نسبت به ایران، به بازسازی فضای دوستی تاریخی با
همنژادانمان در آنسوی مرزها پرداختهایم و جز از طریق روزنامه آشتی این
افتخار و آن همه تأثیرات مثبت در وحدت و همبستگی و همگرائی برای دو ملت
ایران و كردستان غیرممكن بود. مگر پرداختن متعارف به تحولات كردستان عراق و
مباحث فدرالیسم پذیرفته شده در قانون اساسی كشور همجوار و همكیش و موجودیت
مسعود بارزانی، جلال طالبانی و نیچیروان بارزانی در صحنه سیاسی عراق دروغین
است؟ آیا انعكاس اخبار مجلس اعلاء، آقای حكیم، جعفری و مقتدی صدر نشر
اكاذیب است؟ چگونه آن یكی حرام و این یكی حلال است؟ در ضمن در 39 شماره
آشتی كه بصورت دو روزنامه كردی و فارسی منتشر شده مجموعاً 78 تیتر داشتهایم
كه 37 تیتر داخلی و 41 تیتر خارجی با احتساب تیترهای موسیقی و فرهنگی،
البته از منظر نویسندگان گزارش، خارجی بوده است.
در انتشار مطالب كردستان عراق هدف ما
فقط اطلاعرسانی شفاف بوده است. كشور ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از
انقلاب سالها میزبان رهبران كردستان عراق بوده و انتشار اخبار آنها در
مطبوعات حقیقتی تاریخی و انكارناپذیر است. سابقه انتشار اخبار دربارهی
كردستان عراق تنها محدود به روزنامهی ما نیست و تاریخ آن به قبل از انقلاب
برمیگردد. اگر چه كار ما به عنوان روزنامهنگار بسی با آن ضیافتهای سیاسی
آنچنانی كه هنوز هم شاهد آن هستیم تفاوتی ماهوی دارد. علاوه بر دلایل مذكور
در باب پوشش خبری و انعكاس رویدادهای سیاسی كردستان عراق، موضوع مرز مشترك
و از آن مهمتر اشتراكات دینی و فرهنگی این دو قلمرو جغرافیایی است. مگر میشود
انسان از همسایهی دیرینش بیاطلاع باشد؟ چگونه است كه پوشش خبری اقصی نقاط
جهان در دور دستها بصورت واقعی جزو وظایف اطلاعرسانی و اخلاق حرفهای
روزنامهنگاری است؟ ولی پوشش خبری آنچه در خانهی همسایه میگذرد، جرم
مطبوعاتی تلقی میشود؟
3- در خصوص
پوشش حوادث مهاباد (آشتی شماره 36)
در رابطه با حوادث مهاباد بگویم كه حوادث مهاباد و اساساً اتفاقات دیگر
شهرهای مناطق كردنشین را نباید غائله نامید. مناطق كردنشین سالیانیست با
این حوادث آشناست. با كمال تأسف گزارش نوشته شده علیه آشتی و برخورد با
روزنامه به همان نگرشهای سنتی برمیگردد و بعد از 28 سال هنوز حضور ارادهای
جدی برای درك تحولات و دگرگونیهای جامعه كردستان با رویكردی عقلانی و
واقعگرایانه قابل رؤیت نیست؟ مسائل امروز را نمیتوان با رویكرد سه دهه پیش
نگریست. به همین دلیل روزنامه آشتی در انجام رسالت مطبوعاتی و اطلاعرسانی
ایفای نقش نموده و با انتشار صفحه سفید برای اولین بار در تاریخ مطبوعات
كردی گامی مدنی در جهت آرام كردن منطقه داشت. اما نویسندگان گزارش علیه
آشتی برخلاف مسیر مردم حركت كردند و از یاد بردهاند كه خاستگاه هر سیاست
حقیقی مردم بوده و هستند و همین عدم اعتقاد گزارش نویسان به مفهوم مردم را
نشان میدهد. مردمی كه به گواهی تاریخ به ندرت اشتباه كردهاند یا اگر
اشتباه كردهاند بعداً در صدد جبران برآمدهاند. حوادث مهاباد و سقز و
سنندج و دیگر شهرها غائله نبود و روزنامه آشتی در صورت سكوت از محتوای
حقیقی خود تهی میشد. اینكه ما صفحه سفید زدیم در ادامهی این رویكرد است
كه نباید فاجعههای انسانی را به دادهای زبانی تقلیل داد. تفاوت نگرش و
دیدگاه میان ما به عنوان روزنامهنگاران این حوزه با نویسندگان گزارش امری
طبیعی و ناشی از تفاوت جایگاه ما با ایشان است. رویكرد ما به عنوان روزنامهنگاران
این ملت و نگرش مصلحت اندیشانه و شكیبای ما در جهت مصالح مملكت واقعیتی
انكارناپذیر است.
ما سعی نكردهایم قضیه مهاباد را سیاسی كنیم، بلكه آنهایی كه قضایا را به
گروههای خارج كشور نسبت میدادند و سیاست اطلاع رسانی گزینشی را پی گرفتند،
خواستند از آب گلآلود ماهی بگیرند و برای برخوردهای غیرقانونی فضا و زمینه
ایجاد كنند. در افزایش التهاب سیاسی فضا نقش داشتند.
4- مقالات
تحریك آمیز سردبیر آشتی از جمله مقاله از رنجیكه میبریم (آشتی شماره 13)
به عنوان یكی از كنشگران عرصهی مدیریت فرهنگی و روزنامهنگاری كردستان كه
سالیانیست با درد و رنج ملتم زیستهام، نمیتوانم از كنار رنجهایشان به
راحتی بگذرم. حال كه از منظر امروز به این مقاله مینگرم میبینم این مقاله
دقیقاً حاوی پیشبینی نگرشی بود كه در آن زمان غالب بود و هنوز هم ادامه
دارد. آیا آن مقاله غیر از استناد به چندین حقیقت تاریخی غیرقابل انكار و
تأكید بر ضرورت تغییر نگاه امنیتی به مسائل كردستان و لزوم پذیرش وجود
مسئلهای بنام كردستان و دعوت به دیالوگ و عقلانیت و دیگرپذیری به مثابهی
تنها راه حل ممكن و عقلانی برای حل مسئله كردستان، پیام دیگری دارد؟
در كجای قانون اساسی این مملكت گفتن از درد و رنج و تأكید بر دیالوگ و
عقلانیت ممنوع است. آری! فریادها همچنان ماندگارند، از ویترینی شدن مواد 19
و 15 قانون اساسی، از مطالبات انباشتهی قانونی و شرعی مردم مناطق كردنشین،
از سیاه و سفید دیدن تلاشهای فرهنگی ما، از نادیده گرفتن سالها تلاش و نقش
آفرینی در جهت اجرای كامل قانون اساسی، از عدم تحقق مطالبات مردم شرافتمند
كردستان، و از نادیده انگاشتن آن همه تلاش بیوقفهی نسل دیالوگ محور كرد
از ادامهی رهیافتهای توهمی مبنی بر توهم توطئه، از سوختن صدها فرصت طلائی
و تبدیل آنها به تهدید، هنوز هم رنج میبریم پس نباید كسی توقع داشته باشد
ما بنویسیم « اهای مردم ما لذت میبریم».
5- یادداشت تحریك آمیز سردبیر در خصوص هفته وحدت و اصل 115 قانون اساسی
پیرامون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی (آشتی شماره 23)
دفاعم را با این پرسش آغاز میكنم آیا تأكید بر لزوم عدالت به مثابهی
محتوای حقیقی ادیان آسمانی جرم است؟ آیا اگر به دین از نگرش غیر ایدئولوژیك
به مثابهی عدالت و رحمت همهگیر برای كل انسانیت نگریسته میشد ما شاهد
این همه تبعیض بنام دین بودیم؟
منِ روزنامهنگار، در این كشور این حق را دارم كه به هزینه كردن میلیاردها
تومان از بودجهی بیتالمال بنام هفتهی وحدت و برای عدهای غیرایرانی و
نتایج منفی آن در میان هموطنان ایرانی، بعنوان شهروندی از جمعیت صدها هزار
نفری مسلمانان اهل سنت ساكن تهران انتقاد كنم. و بگویم یك مسجد در پایتخت
جمهوری اسلامی ایران برای به حضور رفتن اهل سنت به محضر پروردگار وجود
ندارد. من دربارهی محروم شدن نخبگان اهل سنت ایرانی از حق كاندیداتوری
ریاست جمهوری انتقاد داشتهام و اكنون هم اعتقاد دارم ما بعنوان ایرانیان
اهل سنت بیشتر از وحدت نیازمند عدالت هستیم. من رفتن ایرانیان به درب
سفارتخانههای پاكستان، عربستان و اردن را برای اداء دو ركعت نماز جمعه
حقارتی تاریخی و توهین به شهروندان ایرانی و آنرا تحقیر خود و دیگران
دانسته و میدانم. در این مورد كسانی كه سیستم مذهبی و عصبی مردم را در
نقطة جوش نگه میدارند باید پاسخگو باشند، نه منِ روزنامهنگار كه وظیفهی
اطلاعرسانی دارم. من اصولاً اعتقادی به تعصبات مذهبی نداشته و ندارم و نمیخواهم
مباحث شیعه و سنی را طرح كنم، چرا كه نیمی از جمعیت مناطق كردنشین كه
همنژادان كرد شیعه مذهب من هستند و سالیانیست در زیر خانههای كاهگلی و
دوارها زندگی میكنیم و خوشبختانه مشكلی بنام شیعه و سنی نداریم و تاریخی
را بدون این تعصبات به سر بردهایم و نمیخواهیم این رنج را نیز به دیگر
رنجهایمان اضافه كنیم.
6- درج مقاله تحریك آمیز میكونوس میزی برای آغوش جهان (آشتی شماره 6)
در این مقاله كه توسط دبیر تحریریهی آشتی به اسم مستعار نگاشته شده و
عنوان آن به گونهای نیتمندانه و اشتباه ترجمه شده است، مطلب به گونهای
ادیبانه و ژورنالیستی با استفاده از اخبار منتشرهی روز گزارش از منظر میز
و بر حسب تكنیك ادبی جاندارانگاری نوشته شده و میز به مثابهی موجودی سخنگو
انگاشته شده است. كه البته ترجمهی هدفدار مقاله شائبههایی را ایجاد
نموده است. در این مطلب نه یك فاجعهی خاص، بلكه كل فجایع بشری و هر نوع
خشونتی مذموم نگریسته شده و تأكید گردیده كه این میزهای خونین بایستی به
میزهای زندگی، دوست داشتن و گفتگو تبدیل شوند، به میزی برای در آغوش گرفتن
دوبارهی زندگی.
7- درج مطلب نصب لوح یادبود قربانیان میكونوس (آشتی شماره 5)
این مطلب یك رپرتاژ خبری متداول در روزنامهنگاری است كه روزنامه آشتی به
نقل از اخبار منتشره در خبرگزاریهای داخلی و خارجی آنرا تحت عنوان "تیرگی
روابط ایران و آلمان ـ از رستوران میكونوس برلین تا خیابان فردوسی تهران"
پوشش داده است و خلاصهی این رپرتاژ خبری مباحثی است بین وزارت امور خارجه
ایران و سفارت آلمان در تهران و احضار سفیر آلمان بخاطر نصب لوح یادبود
قربانیان میكونوس در برلین و همچنین هشدار آقای احمدینژاد شهردار وقت
تهران مبنی بر نصب لوح یادبود قربانیان سلاحهای شیمیائی در تهران در درب
سفارت آلمان در تهران میباشد. و هیچ تأكید خاص جز یك گزارش معمولی ندارد.
كمااینكه در مطبوعات آنزمان نیز این جریان به گونهای وسیع پوشش داده شد.
8- پوشش دادن اخبار كردستان عراق به قصد روشن نمودن كردهای ایران برای بالا
بردن سطح توقعات و مطالبات آنها (آشتی شمارههای 25و29و30)
دربارهی این اتهام باید بگویم كه جهانی شدن فرهنگ و سیاست و تبدیل دوبارهی
مردم در سطح جهانی به كارگزار اصلی هرگونه سیاست معطوف به حقیقت، با یا
بدون آشتی سطح مطالبات مردم را در سطح جهانی و در كردستان نیز بالا برده
است، و خود حضور روزنامهی آشتی بخشی از موج جهانی عدالتخواهی مردمی و
مدنی دموكراتیك است. داستان مطالبات مردمی ما كردها نه محدود به مقطع
جمهوری اسلامی، بلكه رشتهای است كه سری درازتر دارد. داستان ما به عنوان
بخشی از تجربهی جهانی مدرنیته و جهانگیر شدن ارزشهایی مانند آزادی، عدالت
و گفتگو كه تبار آن به ادیان باستانی، آسمانی و نخستین بارقههای تفكر و
فلسفه در عصر باستان برمیگردد، داستانی است كه قبل از جمهوری اسلامی نیز
وجود داشته است.
در حوزه مسائل مطبوعاتی این یك امر طبیعی است كه نشریهای كه در گستره
جغرافیایی محدودی منتشر میشود نسبت به تحولات و دگرگونیهای این حوزه و
بیان مطالبات و خواستههای ساكنان آن حساسیت و تعهد داشته باشد. دور از
منطق و انصاف است اگر انتظار داشته باشیم آشتی و یا هر نشریه منطقهای دیگر
به جای طرح تحولات و مسائل كردستان به انعكاس اخبار و رویدادهای خوزستان،
اصفهان، افغانستان، پاكستان، كشورهای عربی و افریقایی بپردازد چنانكه هیچ
نشریه منطقه ای نیز در مناطق مورد اشاره به طرح مسائل جاری كردستان نمیپردازد
اگر چنین كند مخاطبی نخواهد یافت.
رویكرد روزنامه آشتی در انعكاس اخبار و تحولات كردستان و عراق به مثابه یك
جنبش مردمی علیه خطرناكترین دشمن آزادی، انسانیت و ایران یعنی رژیم بعث
محتوایی فراتر و فربهتر از ایدئولوژیك نمودن بحثهای قومی و قبیلهای داشت
و از هرگونه جزماندیشی و تنگنظری عاری و مبرا بود و بیان بخشی از
واقعیاتی بود كه در پرتو تحقق آنان و تأثیرات جهانی شدن فرهنگ و سیاست مردم
به مثابه اصلیترین كنشگران هر نوع بازی سیاسی باید آنچنان كه هستند در نظر
گرفته شوند نه آنچنان كه ما میخواهیم باشند و این همان چیزی است كه میخواهم
از آن به عنوان تعهد اصحاب قلم و اندیشه به كشف حقیقت و درك تاریخی درست از
مسائل نام ببرم و بدان پایبند باشم.
ما باشیم و نباشیم آشتی بماند یا نماند روند جهانی شدن فرهنگ و سیاست و
تجلی مردم مناطق كردنشین به مثابهی تنها كارگزاران هرگونه سیاست حقیقی
ادامه و این روند فراتر از ما روزنامهنگاران و دفاعیاتمان ادامه خواهد
دشات این نه به معنی بالابردن سطح مطالبات و نه به معنی كلیشهسازی از مردم
بلكه به معنی تعهد ما به حقیقت و درك تاریخی از مسائل است.
ریاست محترم دادگاه، مستشاران و اعضای محترم هیأت منصفه مطبوعات
آشتی برخلاف رویكرد دیگران، كردستان را تصویر نكرد بلكه با تفسیر كرد و
كردستان و رد نظریهی توهم توطئه خودی و غیرخودی در كردستان ضریب امنیت ملی
را بالا برد و مردم با حضور در كنار دكههای مطبوعاتی به نگاه و رویكرد ما
رأی مثبت دادند.
و سخن آخر باید بپذیریم ایران كشوری است پهناور با رنگین كمانی از گروههای
متفاوت قومی، مذهبی و فرهنگی كه در این جغرافیای مشترك به نام ایرانی
سالیان دور و درازیست با هم زندگی میكنند و عدم درك و اعتراف به این تنوع
و پذیرش آیهی شریف قرآنی «انا جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ...» ایجاد
فشار فكری و فرهنگی در عرصهی فرهنگ و بیتوجهی به تنوع موجود در پیكره
جامعه ایران مانع وحدت ملی و عامل اصلی ایجاد همان چالش میان دولت و ملت
خواهد بود كه ما و دیگر فعالان فرهنگی در كردستان كه سالهاست از آن رنج میبریم.
خداوند را شاكرم كه جزو روزنامهنگارانی هستم كه شانس آنرا داشتهاند نظارهگر
مسائل كردستان در سالهای بعد از انقلاب باشند. 14 سال پیش به عنوان مدیری
بومی به عرصهی فرهنگ گام نهادیم تا نظریه فراگیر توهم توطئه را در سیاست
مدیران مناطق كردنشین اصلاح كنیم. ما و دوستانمان كه نسل گفتوگو، دیالوگ و
قلم بوده و هستیم و حضورمان در فضای فرهنگنماد پایان حیات اندیشههای
زیرزمینی بود سالیانیست كه از این سیاستها رنج میبریم. امروز نیز از بركت
رویكرد متفاوتمان به حل مسئله كردستان، رعایت قانون اساسی، تلاش برای
عقلانیتر كردن جنبش فرهنگی و سیاسی كردستان، اطلاع رسانی دلسوزانه به
مردمی كه هیچ مسئلهای از نگاه ذرهبینی آنها مخفی نمیماند، به تجزیهطلبی،
نشر اكاذیب و اقدام علیه امنیت ملی متهم شدهایم.
متأسفانه توصیههای مشفقانهی ما در مورد كردستان مورد توجه قرار نگرفت.
روزنامه آشتی اولین تجربه روزنامهنگاری كردی در سطح ملی بود كه از پشت
عینكهای امنیتی نخوانده، نفی شد. كردستان سرزمینی است شایستهی شناخت و
مطالعه، سرزمینی با تمدن و فرهنگی غنی. ریشهی تاریخی مشكل این سرزمین مشكل
تفاوت نوع نگاه به آن است، نگاه ما و نگاه دیگران. و هنوز بعد از حدود سه
دهه مشكل ما با كسانی است كه نمیخواهند بفهمند ریشهی مسائل در كجاست؟ كرد
و كردستان چیست؟ ما تجزیهطلب نبوده و نیستم ایران كشور بزرگی است با تمدنی
دیرینه، كشوری كه ظرفیت حضور 6 ملت و قوم و 5 مذهب از مذاهب اسلامی و دیگر
اقلیتهای دینی را دارد. ما به زندگی و زیستن در جغرافیای فرهنگی و انسانی
ایران پایبند بوده و هستیم و ما در پی ایرانی نیستیم كه فقط در آن زندگی
كنیم، بلكه خواهان ایرانی هستیم كه نتوانیم بدون آن زندگی كنیم. چرا ما را
در سایه نگاهداشتهاند و آفتاب ایران را از ملت شرافتمند كردستان دریغ میكنند؟
نمیدانم چرا قدر این نسل دلسوز و اهل دیالوگ و مدنیت را ندانستند؟
متأسفانه باید بگویم به یقین آیندگان غیر از ما خواهند بود.
در خاتمه یكبار دیگر از حوصله ریاست محترم دادگاه، قضات، هیأت منصفه و همهی
حضار گرامی صمیمانه تشكر میكنم.
بهرام ولدبیگی ـ سردبیر روزنامه آشتی
25/4/1386
|